تا بحال شنيديد که ميگويند فلاني ((شم )) قوي دارد. در عالم خبرو خبرنگاري خيلي ميگويند که فلان خبرنگار شم خبري بالايي دارد.
((شم )) در بانکداري نيز بسيار بکار مي آيد. شم بانکداري حالتي است که يک بانکدار تلاش ميکند نياز مشتريان خود را شناسايي نمايد.
امروزه در بانک صادرات بر شناسايي نياز مشتريان بسيار تاکيد ميشود و گاهي برخي از افراد موارد بسيار عجيب و غريبي را بعنوان نياز مشتريان معرفي ميکنند.
اگر امروز يک بانکدار شم بانکداري خود را به کار گيرد قطعا به اين نياز مشتريان خواهد رسيد که آنان نياز مبرمي به صندوق امانات دارند.
بله في الواقع صندوق امانات نياز امروز مشتريان سيستم بانکي است.
صندوق امانات براحتي از سوي بانک صادرات در شعب بزرگ قابل راه اندازي است.
مزاياي اين خدمت براي بانک عبارتست از:
1- اخذ کارمزد و درآمدزايي براي بانک
2- جذب مشتريان جديد که عموما مشتريان متول خواهند بود
3- اطمينان بخشي به مشتريان در زمينه اجابت کليه نياز مشتريان و عدم نياز به ساير بانکها
4- تکميل شدن خدمات بانکي توسط بانک
5- همسويي با بانکداري روز دنيا
6- شخصيت بخشيدن به مشتريان بانک
7- کاهش زياندهي مشتريان بخاطر جلوگيري از سرقت و اعمال مجرمانه ديگر
8- صرفه جويي در وقت و زمان مشتريان
9- فراهم شدن امکان قرار دادن وثيقه اموال صندوق براي بانک
10- تضمين مضاعف در اعطاي تسهيلات به دارندگان صندوق امانات
پس بجاي فکر کردن و هزينه کردن بر روي طرحهاي نا کارآمد بياييم به اين نياز مشتريان بانک صادرات جامه عمل بپوشانيم.
فیزیکدانان می گویند:در حدود 100 میلیارد کهکشان در جهان هستی وجود دارد که هر یک از آنها از 10 میلیون تا 10 تریلیون ستاره را در خود گنجانده اند. خورشید زمین در مقایسه با این ستاره های یکی از کوچکترین و ضعیفترین ستاره ها به شمار می رود و حتی می توان نام کوتوله زرد رنگ را بر روی آن گذاشت. در واقع در جهان هستی مقادیر ترسناک و عظیمی از ماده مرئی وجود دارد که انسان تنها قادر به مشاهده دو درصد از آن است. وجود این حجم ماده به واسطه نیروی گرانش آنها پیش بینی می شود و ماده تاریک نیز که مقدار آن 6 برابر جرم ماده مرئی تخمین زده می شود، نیز بخش نامرئی جهان را تشکیل داده است.
خداوندا ! تو آنقدر بزرگي که يک قلم از عظمتت اين کهکشان نامتناهي است.
تو خالق زمين و آسمان و عالم و آدمي . در قدرت لا متناهي ات چه کسي مي تواند شک کند.
مي داني با اين همه عظمت و شوکت اگر براي ما بندگان ضعيف و حقيرت قيافه بگيري اصلا ظلم نکرده اي و حقي از بنده ات تضييع ننموده اي؟!
ميداني چرا اين را مي گويم؟
چون برخي از آدمها که تا ديروز دوستمان بودند همينکه سمتي به لطف تو مي گيرند زود همه چيز را از ياد مي برند و براي دوستان و آشنايانشان به اصطلاح قيافه ميگيرند. زير دستانشان را مي چزانند و گذشته خود را از ياد مي برند.
براستي در برابر مقام متعالي خداوند اين پستهاي بي ارزش دنيوي چه ارزشي دارند؟!
خدايا ! به اين دليل از شما مي خواستم درخواست داشته باشم که از ما روي برنگرداني!آمین
بي همگان به سر شود بي تو بسر نمي شود
مديران به دنبال مقصر مي گردند.
خيلي از مدیران فکر ميکنند توطئه اي قبل يا بعد از انتصابشان در راه است. به اين موضوع اعتقادي ندارند که ممکن است افراد و مجموعه هاي مديريتي بر اساس اصل شايسته سالاري منتصب شده باشند. اينها درد هايي است که سازمان هاي ما را رنج ميدهند.
براستي آيا بهتر نبود که مديران عالي رتبه به جاي مچگيري از زير مجموعه به فکر شکوفايي آنها بودند!
مديران شايد با اين رويه قصد دارند خودشان را اثبات کنند ولي براستي از اين رفتار چه حاصلي عايد سازمانها مي شود.
در ژاپن فهميدند که يک دبيرستان راندمان بسيار بالا و داراي دانش آموزاني است که بسيار در عرصه هاي دانشگاهي موفق مي باشند از اينرو گروهي از وزارت آموزش و پرورش مسئول بررسي ماجرا بمنظور اشاعه آن الگو به ساير مدارس شدند.
نتيجه تحقيقات نشان داد که دبيرستان از 40 سال پيش تا کنون داراي مديراني بوده که تجربيات خود را در يک دفتر ثبت مي کردند و اين دفتر کمک دست به دست میگشته تا کمک شاياني به مديران جديد کم تجربه براي اداره بهتر امور نماید و مديران جديد هرکدام دنباله رو و به قول ما ميراث دار گذشتگان بوده اند و تجربيات ديگران را مجددا تجربه نمي کردند .
مرد هنرمند هنر پيشه را عمر دو بايست در اين روزگار / تا به يكى تجربه آموختن با دگرى تجربه آرد به كار
و اين چنين تاثير کار خوب مديران بر دانش آموزان ژاپني تاثير مي گذاشته اما مي توان برعکس اين قضيه را در مورد مديران ايراني مشاهده کرد و آنگاه که هر مدير تجربيات مديران قبلي را به باد انتقاد مي گيرد ويکجا تجربيات مديران گذشته به کناري گذاشته ميشود و از نو تجربیات جديد جمع آوري و به بوته آزمايش سپرده ميشود و به اصطلاح هر که مي آید دفتري از نو خواهد نوشت.
حالا خودتان قضاوت کنيد که زيان ناديده گرفتن تجربيات را چه کساني در کشور ما مي پردازد!
براستی مردم و دیگر هیچ!
((چيدمان جغرافیایی شعب بانک صادرات عصر قجري است.))
اين واقعيت را قبول کنيم. تا بحال به نقشه جديد تهران نگاه کرده ايم.تراکم شعب بانک صادرات در کجاست. خيابانهاي رودکي- جيهون –خوش –اسکندري-فلاح-مولوي-شوش-ميدان خراسان –خيابان خاوران –پيروزي -17 شهريور – امام حسين- نظام آباد-نارمک-رسالت-افسريه – معلم –خواجه نصير-ميدان منيريه –گمرک-جواديه –قلعه مرغي- فلکه هاي نازي آباد-ياغچي آباد-راه آهن و....مملو از شعب بانک صادرات است.
در سر هر چهارراه و داخل هر خيابان اصلي يک شعبه کوچک با 5 نفر پرسنل.
حتي در بيشتر اين مسيرها ميشود فاصله دو شعبه را ظرف چند دقيقه و بصورت قدم زنان طي کرد(مثل شعبه ميدان وليعصرکد16 وشعبه وليعصر زرتشت کد1054).
آيا براستي وقت تجميع شعب کوچک وراه اندازي شعب بزرگ و در شان يک بانک ريشه دار نرسيده است؟
حضور کمرنگ و يا غير قدرتمندانه بانک صادرات در شهرکهاي جديد غرب و شمال تهران که محل زندگي قشر زيادي از افراد طبقه متوسط جامعه است بسيار به چشم مي خورد.(مثل ميني سيتي-ازگل- داراباد-شهرک شهيد محلاتي-بلوار ارتش-لويزان-پاسداران-حکيميه-پرديس-شهرک وليعصر بلوار ارتش-چيذر-شهرک غرب-فرحزاد- شهرک مخابرات- شهرک پرواز-سعادت آباد-پونک-جنت آباد-بلوارکمالي- اتوبان ستاري-سيمون بوليوارد-ايرانپارس-زيبا شهر- شهران-کن-دهکده المپيک-شهرک ارتش-بتاجا-آيت ال کاشاني-بلوار مرزداران- شهرک ژاندارمري-شهرک والفجرشيخ بهايي -شهرک راه آهن- شهرک آزادي-شهرک اکباتان-پيکان شهر و...)
بانک صادرات حتي در بخشهاي شمالي خيابان وليعصرحد فاصل ميدان تجريش تا ميدان ونک شعب کم دارد اما برعکس آن از خيابان وليعصرحد فاصل ميدان منيريه تا ميدان راه آهن و خيابانهاي اطراف تراکم شعبه غير سودده دارد.
در خيابان شريعتي از دو راهي قلهک تا ميدان قدس که چندين پاساژ مرتفع اخيرا ساخته شده است، نيز کمبود شعب بانک صادرات بسيار به چشم مي خورد .
با چيدمان صحيح شعب در سطح استان تهران مي شود خيلي از عقب افتادگيهاي بانک راجبران کرد.
با عنايت به اينکه 54 درصد نقدينگي کشور در تهران است بنابراين بخش اصلي جبران عقب ماندگي بانک صادرات مي بايست توسط تهران انجام شود از اينرو بايد توجه داشت که اکثر شعب از بيشترين توان خود براي جذب مشتريان استفاده مي کنند اما مشکل اصلي اينجاست که بدليل چيدمان قديمي شعب در سطح استان تهران اولا بانک صادرات در نقاط پر بازده جديد التاسيس تهران يا اصلا حضور ندارد يا حضورش بسيار کمرنگ است ثانيا مراکز پولساز تهران اعم از ارگانها ، شرکتها و مراکز تجاري و خدماتي بزرگ ، انتقال حسابهاي خود را مشروط به شرايطي ميکنند که از عهده شعب بر نمي آيد بعبارتي ديگر براي موفقيت در تهران و جبران عقب ماندگيها ميبايست جذب منابع از سوي ستاد و البته باهمکاري شعب آنهم بصورت ضربتي و عملياتي انجام شود حال در اين شرايط امکان پرداخت سود بيشتر در کنار ارائه خدمات خاصي چون واريز حقوق پرسنل شرکتها و انجام امور مشاوره اي و حسابداري ميتوانند برگهاي برنده در اين رقابتي باشد که ما سالها به آن بي تفاوت بوده ايم.
2-اگر بانکهاي رقيب منابع بيشتري دارند تنها شعب مقصر نيستند بلکه منابع بزرگ باحمايت مديران بزرگ و عالي رتبه جذب مي شود.
3-اگر مشتري بزرگ توسط شعب و کارمندان کوچک جذب شوند از سوي ستاد هيچ حمايتي براي حفظ آنان بعمل نمي آيد.
4-اصولا مذاکره با مشتريان بزرگ و جذب مشتريان بزرگ نيازمند اختيارات و امکانات زیاد و بصورت ضربتي است.
اين اختيارات در قالب کميته اي باحضور مديران امور و مسئولان بخشهاي بازاريابي ،انفورماتيک و خدمات و پشتيباني قابل پيگيري است.
ايشان الحق و الانصاف و به درستي طي اين جلسه مشکلات بانک را ارزيابي نمودند و راهکارهاي مناسب را نيز ارائه کردند.
دکتر جهرمي با ريشه يابي مشکلات و تحليل دقيق از عملکرد آماري شبکه به اصطلاح آسيب شناسي درست نموده و درد سازمان را تشخيص دادندو از آن مهمتر براي علاج مشکلات چاره جويي دقيق نمودند که به نوبه خود قابل تقدير و جاي بسي خوشحالي است.
در اين شرايط بايد اذعان داشت که صراحت بيان ، تيزبيني و افق ديدگاه ايشان از مسائل جاري بانک صادرات و مسايل بانکي و اقتصادي کشورنسبت به مديران قبلي بيشتر و ممتازتر بود.
از صحبتهاي ايشان مي بايست به ضرورت تحققeps وعده داده شده ، اشاره نمايم که دکتر جهرمي با اشاره به مبلغ کل سود وعده داده شده بانک به سهامداران خواستار تلاش عملي و کاربردي پرسنل شدند.
دکتر جهرمي علاوه بر تاکيد در خصوص جذب منابع بر تخصيص بهينه مصارف و وصول مطالبات نيز تاکيد نمودند و در بخشي از سخنانشان يادآور شدند که بخاطر نفع سازماني حاضر به تامين منافع اشخاص نيستند و همه ميبايست نفع سازمان را در اولويت کار خود بدانند.
من قبلا فکر مي کردم که دکتر جهرمي با آمدنشان به بانک صادرات تلاش مي نمايند طرحهاي زود بازده که قبلا با قوت دنبال ميکردند را ادامه خواهند داد و براي منافع سازماني وقعي قائل نيستند اما امروز خدا را شکر مي کنم که ايشان مدير عامل بانک صادرات شده اند و احساس ميکنم مهندس مفرح جديدي در بانک صادرات متولد شده اند.
دکتر جهرمی مدیرعامل بانک صادرات ایران در ادامه برنامه گفتگوی مستقیم خود با کارکنان پس از سفر به استانهای آذربایجان شرقی- اصفهان - فارس و چهارمحال و بختیاری - پنجشنبه این هفته ۲۱ آبانماه با کارکنان بانک صادرات استان تهران البته در رده روسای شعب دیدار و گفتگو خواهد داشت.
عصاره کلام مدیریت در تمامی این جلسات قطعا یک چیز است:
استفاده از همه توان و ظرفیتهای پرسنلی و سازمانی در راستای اعتلای بانک صادرات
واعتلای بانک نیز چیزی غیر از مشارکت افزونتر بانک در توسعه اقتصادی کشور نیست

عشق را در جان خود پرورده ايم هفت گوهر ارمغان آورده ايم
هفت جام از هفت ساقي هفت دست تا رويم از نو به ميدان مست مست
ادامه مطلب
این اقدام نشانگر عزم جدی دکتر جهرمی برای اصلاح و بهبود امور است و امیدواریم این اقدام که کمتر از سوی مدیران قبلی سر می زد با قوت و قدرت ادامه داشته باشد و نتایج پر خیر و برکتی در بر داشته باشد.

